![]() |
![]() |
|
| زندگی اين مسير بی بازگشت |
|
سلام. سلام به دوستان گلی که منو شرمنده کردن و بهم سر سزدن هرچند من بهشون سر نزدم . خیلی وقت بود نمی نوشتم . خیلی وقت بود می نوشتم و پاره می کردم . اما امشب می نویسم ؛ چون امشب پر از غصه ام . غصه های سباه سفید . غصه های رنگی . امشب تفکرم از فردا رنگیست ، اما نمی دونم لحظه ای بعد هستم یا نه . و در تاریکی ذهنم از فرط خیال غصه هایم می رقصند . امشب آسمون ابریه . و صدایی در دل شب ناامیدم می کند از زیستن . این صدا را تو شنیدی ؟ صدای وهم انگیز سکوت . امشب اینجاست در دل تاریکی شب غوطه ور است . من از این تاریکی می ترسم . امشب ستاره می خوام . باید ستاره های کاغذیمو از توی کشو بردارم و بچسبونم روی شیشه ی پنجره . اما آخرین بار ستاره هام با شیشه شکستن . و من امشب اینجا بدون ستاره تنها هستم. کی به من ستاره میده ؟ RBBLUE |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 3:39 توسط رهگذر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
شعاع آفتابی بی رمق در پس
کلبه ای حقیر از آن ذهن آبی آدمی تنها . |
|
RSS
|