تبليغاتX
يادداشت های من - بی خود
زندگی اين مسير بی بازگشت

من بی خود شده اَم .

من بی خود بیخود شده اَم .

من بی خود گم شده اَم .

من پشت حصار غم ، بی خود ، بی تو در سکوت سرد شبها ،

در تاریکی وهم انگیز روزگار رها مانده اَم .

بی خود در تبلور حس تنهاماندن خواهم مرد .

بی خود برای چه بجنگم ؛ نفسی در اعماق دیگر نخواهد وزید .

آنگاه که با سکوت غم بارت خلوتمان را شکستی و شکست تمام شیشه

های هزاران شب با خود در خیالت غوطه ور ؛

فرو ریخت دیوار گرم احساس یکی بودنهایمان ؛

وقتی من بی خود در میان یک عالم گم شده اَم .

RBBLUE

 بی خود گم شده اَم

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 1:5  توسط رهگذر |