![]() |
![]() |
|
| زندگی اين مسير بی بازگشت |
|
یک آن شد این عاشق شدن دنیا فقط آن لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود RBBLUE
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 1:31 توسط رهگذر |
|
|
شاید امشب ماه نورانی باشد . شاید فردا خورشید گرمتر باشد . شاید لحظه ای دیگر ، شیطان عشق را به مقایسه بگذارد . این روزها صدایی می آید از نیام آسمان . این صدا را میشناسم ، اما دیرگاهیست بر جان نچشیده ام . من می توانم عاشق عشق شوم . بیایید باهم عاشق عشق شویم . آنکه دریابد از فرش صعودی تا عرش دارد .
RB BLUE |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 1:42 توسط رهگذر |
|
|
من بی خود شده اَم . من بی خود بیخود شده اَم . من بی خود گم شده اَم . من پشت حصار غم ، بی خود ، بی تو در سکوت سرد شبها ، در تاریکی وهم انگیز روزگار رها مانده اَم . بی خود در تبلور حس تنهاماندن خواهم مرد . بی خود برای چه بجنگم ؛ نفسی در اعماق دیگر نخواهد وزید . آنگاه که با سکوت غم بارت خلوتمان را شکستی و شکست تمام شیشه های هزاران شب با خود در خیالت غوطه ور ؛ فرو ریخت دیوار گرم احساس یکی بودنهایمان ؛ وقتی من بی خود در میان یک عالم گم شده اَم . RBBLUE
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 1:5 توسط رهگذر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
شعاع آفتابی بی رمق در پس
کلبه ای حقیر از آن ذهن آبی آدمی تنها . |
|
RSS
|